پرش به محتوا
vibo
سینما و سریال

نقد و بررسی فیلم سینمایی ایده اصلی

ایران و اسپانیا برای راه اندازی یک پروژه بزرگ در جزیره هندورابی در جنوب ایران به توافق رسیده‌اند، شرکت‌ها و افراد بسیاری به طمع برنده شدن در این مناقصه شرکت کرد

مدیر ویبو۶ دقیقه مطالعه
نقد و بررسی فیلم سینمایی ایده اصلی
نقد و بررسی فیلم سینمایی ایده اصلی

فیلم سینمایی ایده اصلی

خلاصه‌ای از داستان فیلم سینمایی ایده اصلی:

ایران و اسپانیا برای راه اندازی یک پروژه بزرگ در جزیره هندورابی در جنوب ایران به توافق رسیده‌اند، شرکت‌ها و افراد بسیاری به طمع برنده شدن در این مناقصه شرکت کرده‌اند. مهندس سعید پارسا چندسالی است از همسرش رویا عضدی جدا شده و رئیس یکی از شرکت‌های حاضر در مناقصه است. دیگران نیز با اهداف متفاوت سعی در برنده شدن در این مناقصه سرنوشت ساز را دارند. رسیدن به موفقیت برای آدم‌های این قصه منجر به پیچیدگی‌هایی در روایت آن می‌شود.

کارگردان: آزیتا موگویی

تهیه کننده: آزیتا موگویی

نویسنده: امیر عربی

بازیگران: بهرام رادان، مریلا زارعی، پژمان جمشیدی، هانیه توسلی، مهرداد صدیقیان، شهباز نوشیر، مانوس گاوراس، آندریا ماچالکیدو، ایرنا مانژوسوا، واروارا لامو، آندریاس کریستودولو

مدت زمان: 103 دقیقه

تاریخ‌ اکران: بهمن ماه 1397 (جشنواره‌ی فیلم فجر)، 16 مرداد 1398 (اکران عمومی)

موسسه توزیع کننده: خانه فیلم

فروش گیشه: دو میلیارد و 640 میلیون تومان

نقد فیلم سینمایی ایده اصلی

منتقد : بابک مهرورز

منبع الهام بخش برای ساخت فیلم ایده اصلی آثار هالیوودی بوده اند که تعلیق و تدوین از عناصر مهم آن به شمار می روند. به عنوان مثال می توان به فیلم تمرکز با بازی ویل اسمیت اشاره کرد که براساس به‌کارگیری اصل غافگلیری تماشاگر بنا شده بود. در ایده اصلی نیز آزیتا موگویی تلاش کرده تا بتواند فضای آن آثار را به یک فیلم ایرانی بیاورد اما او در این راه از یک نکته غافل شده و آن اینکه آن فضاسازی‌ها در سینمای غرب و بطور مشخص هالیوود، خیلی در خدمت عناصر زندگی لاکچری شخصیت‌ها نیستند و تاکید بر مسائل دیگری است!

استفاده حداکثری از سبک زندگی لاکچری

ایده اصلی روایتگر قصه چند آدم مختلف است که قصد دارند بر سر تجارت و موفقیت بر سر یکدیگر کلاه گذاشته و دیگری را شکست دهند. این قصه می توانست به شکلی ساده و باور پذیر روایت شود اما تاکید نابجای موگویی بر استفاده حداکثری از سبک زندگی لاکچری سبب نامتوازن شدن لحن روایت فیلم شده است. متاسفانه میزان تاکید فیلم در به تصویر کشیدن ماشین‌های لوکس و حضور در جشن و تفریحات مختلف که کارکردی در داستان ندارد، چنان زیاد است که باعث شده قصه اصلی ابدا جدی گرفته نشود و فیلم شبیه به موزیک ویدیوهایی باشد که در شبکه‌های ماهواره ای منتشر می شود!

تماشاگر به راحتی می تواند ادامه ماجرا را حدس بزند!

ایده اصلی فارغ از مشکلاتی که ذکر شد، در روایت نیز ایراداتی بسیار زیادی دارد که در نمونه های خارجی مشابه کمتر به چشم می خورد. فیلم تلاش می کند تا به صورت اپیزودی ماجرای خود را از دید افراد مختلف روایت کند تا تماشاگر را وارد هزارتویی پیچیده نماید و ذهن او را به بازی بگیرد اما موگویی در این مسیر فراموش کرده که فیلمنامه نحیف او پتانسیل لازم برای روایت چند باره را ندارد. قصه اصلی که روایت می شود بدون جزئیات است و تماشاگری که آثاری از این دست را در تماشا کرده به راحتی می تواند ادامه ماجرا را حدس بزند اما فیلم تاکید دارد که روایت چندباره آن قصه از منظر دیگر شخصیت‌ها می تواند حاوی نکات کلیدی و مهمی باشد که در حل معماهای قصه تاثیر مهمی بر جای بگذارد. اما بر عکس اعتقاد سازندگان باید گفت که روایت چند باره موضوعات تنها به کند شدن قصه منجر شده است.

ساخته نشدن شخصیت‌ها در طول داستان!

دیگر مشکل برجسته فیلم ساخته نشدن شخصیت‌ها در طول داستان است. آدم‌هایی که در طول قصه می بینیم یک کپی ناشیانه و زننده از نمونه غربی خود هستند که حتی در دیالوگ نویسی نیز سعی شده شباهت‌هایی میان آن‌ها وجود داشته باشد. جنس ارتباط آن‌ها با یکدیگر و حتی رفتار و اقداماتشان منطقی نیست و نمی توان آن‌ها را باور کرد. ارتباط سعید و رویا در قصه تعریف نشده و مشخص نیست که چرا در مناسبات بین این دو به یکباره لاله از راه رسیده است! یا اینکه چرا رویا که قصد شکست سعید را دارد می بایست بدترین و و طولانی‌ترین و هزینه‌برترین راه ممکن را برای مواجه با او در نظر بگیرد در حالی که بسیاری از اتفاقات قصه می توانست مسیر بسیار ساده تری را پیش بگیرد. مشکلاتی از این دست در ایده اصلی فراوان هستند.

ایده اصلی می خواهد شبیه به فیلم وال استریت یا حتی معامله گر یاغی باشد

ایده اصلی می خواهد شبیه به فیلم وال استریت یا حتی معامله گر یاغی باشد، اما نمی تواند به درک مناسبی از فضای آن آثار برسد. فیلمنامه که می بایست در به‌کارگیری عنصر تعلیق مسلط عمل می کرد، در اینجا به افزودن ابهام هرچه بیشتر به داستان کمک کرده به طوری که غافلگیری‌ها یا بسیار زودتر از موعد از راه می رسند یا در پیچ و خم مشکلات فیلمنامه مسیر اشتباهی را انتخاب می کنند. ایده اصلی سرشار از عناصر لاکچری هست و به نظر، برای خود سازندگان هم چندان مهم نبوده که آثارشان چیزی بیشتر از این تصاویر جذاب و رنگی برای تماشاگر باشد.

منبع: مووی مگ

نقد و بررسی فیلم سینمایی ایده اصلی

منتقد: پوریا دارابیان

لازم نیست خیلی اهل فیلم دیدن باشید تا متوجه شوید از ایده اصلی تا کوچک ترین جزئیات ایده اصلی تا چه اندازه کپی از فیلم‌های ژانر کمدی سیاه جنایی است که به وفور نمونه‌های آن را در آثار هالیوودی مشاهده می‌کنیم. فیلم (اگر اسامی شخصیت‌ها و جزایر را کنار بگذاریم) حتی سعی هم نمی‌کند که اندکی ایرانی باشد و در نمایش صحنه‌های کازینو و ارتباطات غیرمعمول شخصیت‌ها با یکدیگر، شانه به شانه نمونه‌های اوریجینال خود حرکت می‌کند. رو دست زدن‌ها و یکدیگر را دور زدن‌های شخصیت‌ها نیز در فیلمنامه آن قدر سر دستی و بدون خلاقیت به نگارش درآمده که از یک سوم ابتدایی فیلم به راحتی قابل حدس است و هیچ غافلگیری خاصی برای مخاطب ایجاد نمی‌کند. روایت سه پرده‌ای فیلم هم که مثلا قرار است از دیدگاه سه شخصیت اصلی داستان ماجرا را روایت کند و پازل داستان به مرور توسط این سه روایت کامل شود (فارغ از ایرادات روایی آن) بیشتر به وقت تلف کردن و کش دادن ماجرا شبیه است و در روایت داستان نه چندان پیچیده اثر، کارکرد خاصی ندارد.

ماشین‌های سوپر لوکس و خانه‌های لاکچری!

البته فیلمساز در رنگ و لعاب دادن به اثر کم محتوای خود از بزک دوزک فیلمش کم نگذاشته و از بازیگران خوش رنگ و لعاب ایرانی و خارجی تا ماشین‌های سوپر لوکس و خانه‌های لاکچری تا توانسته بهره برده تا مخاطبش را مبهوت زرق و برق اثر کند اما خود فیلمساز پیش‌تر و بیش‌تر از مخاطب اثر، مبهوت شیک بودن فیلمش شده و آن قدر تحت تاثیر بریز و بپاش‌های تکنیکی قرار گرفته که اثرش فاقد هر گونه حس و حال و روابط انسانی باشد. موضوعی که البته در نمونه‌های اورجینال این دست از آثار، کاملا مورد توجه فیلمسازان قرار می‌گیرد اما ایده اصلی هیچ رنگ و بویی از آن نبرده است.

ایده اصلی هیچ چیز جدیدی برای مخاطبش ندارد!!

از همین رو می‌توان با قطعیت گفت ایده اصلی هیچ چیز جدیدی برای مخاطبش ندارد، جز نمایش برخی صحنه‌های تابو شکن که کم‌تر در سینمای ایران شاهد آن‌ها بوده‌ایم و آن چه که در پایان از این فیلم در ذهن بیننده آن باقی می‌ماند تصویر چند ماشین گران قیمت است و دیگر هیچ!

منبع: سینما مارکت

اشتراک‌گذاری: