پرش به محتوا
vibo
سینما و سریال

امیر آقایی می‌گوید نگذاشتند در حریم سلطان بازی کنم!

به گزارش سینمادیلی، امیر آقایی در گفتگوی ویدئویی با عباس یاری گفت: "از بچگی می‌خواستم یک زبان دوم یاد بگیرم و با توجه به شرایط اقتصادی‌ام زبان ترکی استانبولی

مدیر ویبو۲ دقیقه مطالعه
امیر آقایی می‌گوید نگذاشتند در حریم سلطان بازی کنم!
امیر آقایی می‌گوید نگذاشتند در حریم سلطان بازی کنم!

امروز چخبره؟

به گزارش سینمادیلی، امیر آقایی (معرفی فیلم سینمایی بدون تاریخ، بدون امضا) در گفتگوی ویدئویی با عباس یاری گفت: "از بچگی می‌خواستم یک زبان دوم یاد بگیرم و با توجه به شرایط اقتصادی‌ام زبان ترکی استانبولی ارزان‌ترین زبان برای آموزش بود. من چهار سال و نیم استانبولی خواندم، برای اینکه با بقیه پولم بتوانم فیلم ببینم. از ترم دوم به ادبیات ترک علاقه‌مند شدم و همیشه می‌گفتم برای رسیدن به آن جایگاه در سینما من که پولش را ندارم بروم هالیوود ولی تا ترکیه که می‌توانم برم.

در تمام این سال‌ها، پیشنهادهای زیادی از ترکیه بوده و من نمی‌پذیرفتم تا یک سریال بسیار بی‌نظیر تاریخی پیشنهاد شد و من رفتم و خیلی اذیتشان کردم تا قرارداد امضا کنم چون می‌خواستم برگردم و باز در ایران کار کنم و آن سریال حریم سلطان بود".

امیر آقایی: جلوی دوربین هم رفتم اما پیغام دادند صلاح نیست، برگرد!

آقایی (معرفی فیلم سینمایی شنای پروانه) در ادامه گفته است: " من قرارداد بستم و تست و لباس و چند روز فیلمبرداری شد، اما نگذاشتند من کار کنم. یک روز زنگ زدند گفتند برگرد. گفتم یعنی چی؟! گفتند شما رفتید برای فلان کانال دارید کار می‌کنید. گفتم سریال مال آن کانال نیست، آن کانال بعدا پخشش می‌کند به من چه؟! من دارم یک کار می‌کنم که سیاسی هم نیست. من برای رسیدن به این نقطه زحمت کشیدم، مثل یک فوتبالیستم که لژیونر شده. گفتند نه آقا صلاح نیست برگرد. مسیجشان را هنوز دارم.

من با حال خیلی بدی برگشتم. اولا آنجا من را جریمه کردند، اما شانسی که آوردم کارگردان و تهیه‌کننده نگران من بودند و با من رفاقت کردند گفتند با بازیگر دیگری تکرار می‌کنیم".

امیر آقایی: به من گفتند برگردید تا ما در خدمت شما باشیم!

لازم به ذکر است، امیر آقایی چهارسال پیش در همین مورد در برنامه هفت گفته بود: "من برای بازی در یک سریال ترکیه‌ای به آنجا رفتم. حتی به آن‌ها قید کردم در لوکیشنی که روی میزش مشروبات الکی باشد، بازی نخواهم کرد. اما سر صحنه بودم که آقایان ایوبی، ایل‌بیگی و مدیران بالا با من تماس گرفتند که این کار شما هزینه دارد، برگردید تا ما در خدمت شما باشیم".

اشتراک‌گذاری: