پرش به محتوا
vibo
سینما و سریال

نقد و بررسی فیلم سینمایی قصر شیرین

جلال مرادی 42 ساله در طی تصادفی خانواده‌ای را به قتل می‌رساند، اما تصادف در دادگاه غیرعمد شناخته می‌شود. جلال پس از گذراندن دوران حبسش، همسر و فرزندانش را

مدیر ویبو۷ دقیقه مطالعه
نقد و بررسی فیلم سینمایی قصر شیرین
نقد و بررسی فیلم سینمایی قصر شیرین

قصر شیرین

خلاصه‌ای از داستان فیلم سینمایی قصر شیرین

جلال مرادی 42 ساله در طی تصادفی خانواده‌ای را به قتل می‌رساند، اما تصادف در دادگاه غیرعمد شناخته می‌شود. جلال پس از گذراندن دوران حبسش، همسر و فرزندانش را ترک کرده و به شهری دیگر می‌رود. او پس از دو سال به شهرش بازمی‌گردد زیرا همسرش دچار مرگ مغزی شده است.

کارگردان: رضا میرکریمی

تهیه کننده: رضا میرکریمی

نویسنده: محسن قرایی و محمد داوودی

بازیگران: حامد بهداد، ژیلا شاهی، یونا تدین و نیوشا علیپور

مدت زمان: 86 دقیقه

امتیاز: 6.5/10 (IMDb)

ژانر: درام

تاریخ‌ اکران: بهمن ماه 1397 (جشنواره‌ی فیلم فجر)، دوم مرداد 1398 (اکران عمومی)

موسسه توزیع کننده: حوزه هنری

فروش گیشه: سه میلیارد و 104 میلیون تومان

نقد فیلم سینمایی قصر شیرین

منتقد: مدیسا مهراب‌پور

بازگشت یک حرفه‌ای!

قصر شیرین با وجود این که یک فیلم متوسط مثلا دو و نیم ستاره‌ای محسوب می‌شود اما در مقایسه با دو اثر آخر میرکریمی یعنی امروز و دختر یک پیشرفت اساسی به حساب می‌آید و از این منظر فیلمی بسیار امیدوار کننده است. دو تجربه آخر میرکریمی قبل از این فیلم تقریبا فاجعه بودند و خصوصا امروز با آن سکوت احمقانه‌اش، یک فیلم مضحک از آب درآمده بود. اما حالا قصر شیرین تماشاگر را به یاد روزهای درخشان میرکریمی می‌اندازد. روزهای یه حبه قند و خیلی دور خیلی نزدیک.

قصر شیرین یک فیلم جاده‌ای‌ است

قصر شیرین یک فیلم جاده‌ای‌ است که اکثرش در جاده‌ها می‌گذرد و قرار است شرح سفر یا به عبارت بهتر گذار قهرمان فیلم با بازی حامد بهداد از یکی از دوره‌های تیره و تار زندگیش شود. اولین چیزی که در رابطه با فیلم توی چشم می‌زند و مهم‌تر از باقی مسائل به‌نظر می‌رسد، شکل ساخت فیلم است. نحوه کار میرکریمی با بازیگران، او همیشه شیوه خاص خود را در هدایت بازیگر داشته است، یکی از این نکات مهم و اصلی است. حامد بهداد، بازیگری است که به سختی می‌توان کنترلش کرد و نگه داشتن او در چارچوب نقش در فیلمی رئالیستی کار چندان آسانی نیست اما میرکریمی به خوبی از پس آن برآمده است. مخصوصا که نقشی فرودار را بازی می‌کند و از آن دست کارکترهای درونگراست که بازیش باید با کلی فروخوردگی و خست در اضافه کردن اکت‌های بیرونی اجرا شود. اما مهم‌تر از آن نحوه کار کارگردان با دو بازیگر خردسال بوده است که نقش‌های اصلی را برعهده دارند و در اکثر دقایق فیلم هم حضور دارند. حضور این دو کودک برخلاف عموم فیلم‌های ایرانی که در آن‌ها نقش فرزندان چندان بیشتر از آکساسوار سخنگوی صحنه نیست، بسیار جدی است و در پیش رفتن روایت مهم می‌نماید. کافی بود یکی از این دو بازیگر خراب کنند یا با دوربین راحت نباشند تا کل فیلم برود روی هوا و تبدیل به یک اثر معمولی و حتی کمدی ناخواسته شود.

بازیگران خردسال قصر شیرین بیشترین کشش را در تماشاگر ایجاد می کنند!

اما بازیگران خردسال فیلم نه تنها قصر شیرین را غیرقابل باور نکرده‌اند که بیشترین کشش را هم در تماشاگر ایجاد می‌کنند. این کشش هم به شخصیت‌پردازی خوب آن‌ها در فیلمنامه مربوط می‌شود و هم به بازیگردانی عالی میرکریمی. دو کودکی که باهم متفاوت‌اند و یکی آرام و درونگراست و دیگری پرحرف و شر و شور. این اختلاف منش میان دو کودک فضای فیلم را به تعادلی نسبی و درست می‌رساند. نکته مهم دیگر فیلمبرداری عالی مرتضی هدایی است و خصوصا نورپردازی درخشانی که هم راکورد یک روز متداوم را در نماهای خارجی فیلم به خوبی حفظ کرده است و هم نور زرد درخشانی که برای خورشید بازسازی کرده رویایی از کار درآمده. وقتی این نورها در قاب‌های گرافیکی میرکریمی به ثمر می‌نشیند و روی صورت دو بازیگر خردسال دوست‌داشتنی می‌افتد، تماشاگر در فیلم غرق می‌شود.

قصر شیرین یک فیلم جاده‌ای استاندارد است درحالی که درآوردن یک فیلم جاده‌ای در ایران اصلا کار آسانی نیست.

پرداختن به کارکتر یک پدر منفی کار آسانی نیست!

پرداختن به شخصیت یک پدر منفی هم کار آسانی نیست مخصوصا که عموم تماشاگران و مهم‌تر از آن بسیاری از رسانه‌های رسمی ممکن است فیلم را به دلیل روحیه ضد خانواده‌اش پس بزند. پدر که همیشه نماد مردانگی و ساپورت کردن خانواده است در قصر شیرین خانواده را ترک گفته و حالا هم نه تنها زیر بار مسئولیت فرزندانش نمی‌رود که می‌خواهد آن‌ها را از سر باز کند و بسیار هم با آن‌ها بد رفتار می‌کند که خود نکته جدیدی برای سینمای ایران است.

میرکریمی دوباره به سینمایش بازگشته

روایت فیلم خوب می‌تواند از پس همراه کردن تماشاگر تا لحظه آخر بربیاید در عین اینکه سعی خود را می‌کند که اطلاعات را به مرور و قطره‌چکانی منتقل کند، ضمن اینکه بخشی از قضیه را به هوش مخاطب واگذار می‌کند و در لایه سطحی اثر نگهش نمی‌دارد. اما بگذارید برای پایان‌بندی به همان ابتدای یادداشت برگردیم: اینکه میرکریمی دوباره به سینمایش بازگشته، به جهان خیال‌انگیز یه حبه قندها که گهگاه تصاویر رویایی‌اش مرز میان واقعیت و خیال را درهم می‌شکند.

منبع: بلاگ نماوا

نقد و بررسی فیلم سینمایی قصر شیرین

نقد دوم

منتقد: امیرحسین مکاریانی

قصر شیرینی که میرکریمی از خود به یادگار گذاشت!

رضا میرکریمی امسال با سوژه تازه‌ای به جشنواره فیلم فجر آمد، نگاهی تازه به تناسبات خانوادگی و روابط توام با فداکاری برای تربیت و رشد. مفاهیمی که در منجلاب مدرنیته درحال تغییر و فراموشی هستند، تصویری تازه از روابط زناشویی و ابهامات درونی بین زوجها.

پیش از شروع روایت، فضای فیلم ترسیم می‌شود، محورهای زمانی و مکانی شکل گرفته و آماده حرکت به سمت محوری‌ترین و عمیق‌ترین سطوح فیلم است این حرکت با سفر شوهر شیرین با ماشین شیرین آغاز می‌شود. سفری نمادین که گویای یک حرکت درونی هم هست.

شروع قصه از تمام شدن زندگی شیرین آغاز می‌شود!

شیرین زنی تنهاست که 3 سال است از همسر خود جدا شده و به همراه پسر و دختر خود با بازی یونا تدین و نیوشا علیپور یک کار خانوادگی برای خود دست و پا کرده، با اینکه با همسرش زندگی نمی‌کند اما طلاق نگرفته‌اند. او قهرمان ناپیدای فیلم است همه جا از او روایت می‌شود و خود در فیلم حضور ندارد. شروع قصه از تمام شدن زندگی شیرین آغاز می‌شود و مقدمات برای سفر درونی همسر شیرین هم به ‌دنبالش فراهم می شود.

نقش آفرینی کارکترهای فیلم

در فیلم با شخصیتی مواجهیم که هیچ تعهدی به فرزندانش ندارد اما برای ترسیم این کاراکتر شاید مقدمات بیشتر نیاز بود تا به واقعیت نزدیکتر شود. در ادامه روایت فیلم، هر سکانس و هر دیالوگی دریچه تازه ای از معمای نهان در گذشته و اتفاقات رخ داده در فضای معاصر را آشکار می کند. دیالوگ یا سکانس نیست که به پیشرفت داستان کمک نکند.

با شرایطی خاص در فیلم مواجهیم باید مخاطب متوجه شود که چرا یک پدر فرزندانش را نمی خواهد که در روند محتوایی کار به مرور گره‌ها گشوده می شود. البته بازی جذابه دو کودک فیلم بر جذابیت آن اضافه می‌کند و مدت هاست چنین بازی خوبی از کودکانه‌ها در سینما سراغ نداشتیم. بخش اصلی روایت فیلم در یک ماشین می گذرد اما احساس خستگی از یکسانی فضای روایت وجود ندارد.

نگاه روایی فیلم یک نگاه شرقی عرفان محور است!

میرکریمی مردی را که در روند زندگی به مرگ تدریجی دچار شده و انسانیت را قربانی روزمرگی کرده در یک سفر ناخواسته دوباره به زندگی باز می‌گرداند، این اتفاقات زاییده ته مانده های انسانیت در درون یک انسان است که هر اتفاق یک مرحله برای توسعه شخصیت است. نگاه روایی فیلم یک نگاه شرقی عرفان محور است با سیر و حرکت از مبدا خاص به یک مقصد دیگر.

در مبدا این سیر و سلوک با یک انسان خشن مواجه هستیم!

در مبدا این سیر و سلوک یک انسان خشن، بی تعهد نسبت به همسر و فرزندان، بی‌تفاوت نسبت به آینده دو کودک و یک مرد منفعت طلب را شاهدیم اما سفر او با کودکان و اتفاقاتی که در این سفر چند روزه روی می‌دهد او را به نقطه اول بازمی‌گرداند درست در جایی که تصادف کرده و می‌گریزد اما این بار برای مداوای یک سگ از ماشینش پیاده می‌شود.

گاهی اشارات تاثیرگذارترند

برای بیان تکامل و روایت وقوع جرقه‌های انسانیت در نهاد یک انسان در فیلم لزومی به مقدمه‌چینی‌های آن چنانی و رفتارهای اگزجره شده در فیلمنامه نیست، گاهی اشارات تاثیرگذارترند از بیان صریح آن چه کارگردان به دنبالش است و در این فیلم اشارات است که مخاطب را برای حل ناگفته‌ها به شوق و تعقیب فیلم وادار می‌کند.

درنهایت می‌توان گفت قصر شیرین میرکریمی به دنبال نمایش همان جرقه‌های انسانی در فیلم‌های گذشته است اما این بار پخته‌تر و جذاب‌تر سراغ سینمای انسانی می‌رود.

منبع: خبرگزاری تسنیم

اشتراک‌گذاری: