پرش به محتوا
vibo
سینما و سریال

نقد و بررسی فیلم سینمایی اتاق تاریک

فیلم سینمایی اتاق تاریک خلاصه‌ای از داستان فیلم: "فرهاد و هاله زن و شوهری هستند که با به دنیا آمدن فرزندشان، وارد مرحله جدیدی از زندگی خود می شوند. اما شبی، فرزندشان در بیابانی که در نزدیکی خانه قرار دارد،‌ گم می شود! فرزندشان بعد از آن شب، دچار رفتارهای غیرطبیعی مانند شب ادراری، پرخاشگری و ... می…

مدیر ویبو۹ دقیقه مطالعه
نقد و بررسی فیلم سینمایی اتاق تاریک
نقد و بررسی فیلم سینمایی اتاق تاریک

فیلم سینمایی اتاق تاریک

خلاصه‌ای از داستان فیلم: "فرهاد و هاله زن و شوهری هستند که با به دنیا آمدن فرزندشان، وارد مرحله جدیدی از زندگی خود می شوند. اما شبی، فرزندشان در بیابانی که در نزدیکی خانه قرار دارد،‌ گم می شود!  فرزندشان بعد از آن شب، دچار رفتارهای غیرطبیعی مانند شب ادراری، پرخاشگری و ... می شود! و اینجا شروع داستان فیلم اتاق تاریک است..."

کارگردان: روح الله حجازی

نویسنده: روح الله حجازی

بازیگران: ساره بیات، ساعد سهیلی، علیرضا میرسالاری، مروارید کاشیان، محمد امامی و ...

ژانر: درام و رمزآلود

موسسه توزیع کننده: خانه فیلم

مدت پخش: 110 دقیقه

تاریخ اکران: 28 آذر سال 1397

فروش گیشه: بیش از یک میلیارد تومان

جوایز بین المللی فیلم سینمایی اتاق تاریک

  • جایزه بهترین فیلم در جشنواره بین‌المللی فیلم هانوی در سال 2018 میلادی
  • جایزه بهترین فیلم در جشنواره بین‌المللی فیلم کرالا هند در سال 2018 میلادی

علاوه بر این‌ها، در حال حاضر فیلم سینمایی اتاق تاریک، نماینده ایران در جشنواره  فیلم بلگراد در سال 2019 میلادی است.

نقد و بررسی فیلم سینمایی اتاق تاریک

علیرضا حنیفی

زندگی مستقل آقا، خانم و کوچولوی کولیوند!

فیلم را در جشنوار سال پیش دادم  و این ضدیادداشت نیز به همان زمان برمی‌گردد.

چرا اتاق تاریک؟ سوژه اصلی فیلم کیست و یا چیست؟ خانواده؟ زن و شوهر؟ و یا بچه؟ به عقیده نگارنده مشکل اساسی فیلم از اینجا حادث می‌شود؛ جایی‌که فیلم نمی‌تواند یک نسبت معین با وقایع برقرار کند. فیلمساز با موضعی منفعل قصه را دنبال می‌کند و توانایی نمایش بحران را ندارد. اگر قرار است که فیلم راجع به آقا و خانم کولیوند به انضمام - تاکید روی کلمه انضمام دارم- بچه‌شان باشد، چرا اینقدر بحران بچه‌شان‌ - و به طبع خود بچه- از خانواده جدا افتاده است؟ گویا بحران بچه، یک بحران خارجی است که بر خانواده تحمیل شده؛ و نه یک مشکل داخل خانوادگی. به همین سبب، بچه‌ صرفا یک المان در فیلمنامه است. این المان زمانی بیشتر به چشم می‌آید که انگار بچه هیچ دوستی ندارد، هیچ اتاق خواب قابل تاکیدی در فیلم ندارد و بدتر از همه هیچ تنهایی و خلوتی هم ندارد؛ در نتیجه، بچه تنها یک المان است و نه حتی یک تیپ شخصیتی. اما چرا این اثر حتی زن و شوهر را هم نمی‌تواند به عنوان سوژه - اصلی- به مخاطب نشان دهد؟ طبیعتا اولین پاسخ، عنوان فیلم است. ورای این موضوع، در هر تنش مهمی میان زن و شوهر دوربین و تدوین دخالت‌هایی بی‌جا می‌کنند. وقتی که تنشی می‌خواهد شکل می‌گیرد - و طبیعتا از این تنش‌ها است که می‌توان راه به دنیای درون‌ شخصیت‌ها پیدا کرد- فورا، بچه به وسط پرت می‌شود و تنش آغاز نشده فروکش می‌کند. گویا شخصیت بچه‌ عصای دستی شده برای فیلمنامه تا هر وقت که فیلمنامه امکان پیش‌روی نداشت، باگره‌گشایی‌های - و بعضا حرف‌های وراجی‌مآبانه‌ - وی امکان ادامه قصه وجود داشته باشد و یا لحن فیلم تغییر کند. بهترین سکانس فیلم قطعا سکانس پذیرایی از همسایه‌ها است. سکانسی با دکوپاژ مناسب که از اندک لحظه‌های فیلم است که درام به معنای برخورد شخصیت‌ها - با تمام ویژگی‌هایشان - رخ می‌دهد. از قضا در این سکانس درخشان، بچه‌ نیز مزاحمتی ایجاد نمی‌کند.  این موضوع نشان می‌دهد که لحن فیلم می‌تواند بدون حضور پسر بچه کمدی باشد و بعد هم به یک بازجویی تمام عیار تبدیل شود.

خانواده‌ای در کار نیست!

ای کاش می‌شد از این موضوع گذشت و فیلم را با همین اشکالات فعلی متوسط قلمداد کرد. اما این گونه نیست. فیلمنامه در شخصیت‌پردازی مرد، زن و بچه نیز به شکلی غیر قابل چشم‌پوشی اهمال می‌کند. و البته که مابقی شخصیت‌ها هم شوخی‌ای بیش نیستند؛ استفاده از شخصیت‌های تیپیکالی که بعضا ما را دچار شک می‌کند که آیا حجازی همین فیلم بوده که زندگی مشترک آقای محمودی و بانو را - با آن جزئیات مثال زدنی - ساخته است. شخصیت مرد، یک آدم منفعل است و در عوض زن، شخصیتی کنش‌گر است؟ این موضوع که صرفا در دیالوگ‌ها معلوم می‌شود؛ آن هم نه در طول فیلم و با ظرافت، بلکه در یکی از دعواها و به صورت گل‌درشت. زن و شوهر هر جا که فیلم بطلبد دعوا می‌کنند و هر جا بطلبد عاشق هم هستند؟ چشم‌چرانی مرد، یک چشم‌چرانی معمول مردانه است یا یک کمبود در خانواده؟ هیچ معلوم نیست. در یک کلام؛ خانواده‌ای در کار نیست. یک خانه‌ای موجود است که در آن یک مرد، یک زن و یک بچه مستقل از هم زندگی می‌کنند.

منبع: سلام سینما

عباس نصراللهی

اتاق تاریک، در مورد کودک آزاری است اما!

در مواجهه با سینمای آپارتمانی و اجتماعی امروز ایران، بیشترین موضوعی که به چشم می‌آید تلاش صاحبان اثر برای پرداختن به موضوعاتی است که شاید تا به حال به طور مفصل به آن‌ها پرداخته نشده و اگر هم پیش از این به آن‌ها پرداخته شده باشد، این صاحبان آثار تلاش می‌کنند تا روزنه‌ای در میان همان موضوعات بیابند و بعدها مدعی این باشند که حرف جدیدی را گفته و تصویری تازه از یک موضوع را به بیننده عرضه کرده‌اند. اما روح‌الله حجازی که در دو اثر خوب کارنامه خود یعنی زندگی خصوصی آقا و خانون میم و زندگی مشترک آقای محمودی و بانو بی ادعا و به دور از گزافه گویی معضلی از رابطه زن و شوهری را مورد هدف قرار داده بود و در اولی به نگاه زوجین در جامعه رو به پیشرفت امروز پرداخته و در دومی تقابل نگاه سنتی و مدرن را مورد هدف قرار داده و در بیان منظورش هم به توفیقات خوبی نائل آمده بود، در آخرین فیلمش دست روی موضوع کودک آزاری گذاشته و در پس این موضوع باز هم چالش‌های زندگی زناشویی امروز را مد نظر داشته، اما شاید زیاده‌خواهی و فاصله گرفتن او از سادگی و تمرکز روی یک موضوع خاص باعث شده تا اتاق تاریک آن‌طور که باید و شاید نتواند منظور مشخصی را برساند و در بیان تمام چیزهایی که مدنظرش بوده ناقص و نیمه‌کاره بماند.

فیلمساز دغدغه‌های متعددی در ساخت این فیلم داشته است!

فیلم شروع خوبی دارد و بیان مساله به ظاهر اصلی که کودک آزاری است در زمان مناسب و با لحنی تاثیرگذار بیان می‌شود، اما تنها همین شروع قابل قبول است و پس از آن فیلم آن‌قدر در نمایش یک سسلسه از مسائل تلاش می‌کند که هیچ ‌یک از آن‌ها را به خوبی مطرح نکرده و در پی آن به خوب نیز نمی‌تواند به پایان برساند، در واقع متعدد بودن دغدغه‌های فیلمساز این اجازه را به او نمی‌دهد تا بتواند هماهنگی‌ای بین مسئله اصلی مطرح شده و سایر مسائل برقرار کند و فیلم با لحنی ناقص هرکدام از آن‌ها را بیان می‌کند. پیش از مساله کودک آزاری، تفاوت سنی زوج اصلی فیلم، موضوعی است که به وضوح به چشم می‌آید، اما این مساله تنها در ظاهر بازیگران کاربردی نمادین پیدا می‌کند و به هیچ عنوان برای پیش بردن درام کارکردی ندارد، کارکردی که فیلمساز قصد داشته با چند دیالوگ و چند دعوای مختصر به آن جان ببخشد، اما به هیچ وجه موفق نبوده و این تفاوت سنی کمکی به تاثیر‌گذاری بیشتر مسئله اصلی نمی‌کند، طوری که اگر شخصیت‌های اصلی فیلم دقیقا هم سن و سال هم بودند، می‌تواسنتند همین مشکلات را داشته باشند و آن‌گاه شاید باور برخی رفتارها قابل قبول تر بود.

تیپ‌سازی‌هایی که در فیلم انجام شده واقعا آزار دهنده هستند!

موضوع دیگر ترس‌هایی است که از ابتدا تا انتها با شخصیت پدر همراه هستند، اما بازهم هیچ‌کدام کارکرد دراماتیکی در فیلم ندارند، یعنی ترس پدر از ارتفاع و سگ‌ها، هیچ کمکی به حل مساله نمی‌کند و اتفاقا معضل جدیدی را برای فیلمنامه طرح می‌کند که اگر این ترس‌ها از کودکی با پدر همراه بوده‌اند و تا این حد نیز او را منقلب می‌کرده‌اند چرا تاکنون هیچ اثری از آن‌ها نبوده و همین ترس‌ها تاثیری در انتخاب محل جدید زندگی آن‌ها نگذاشته است؟ فیلم تلاش کرده تا در زمان‌هایی ترس‌های پدر را در فرزندش نمایان کند، اما آن‌قدر پراکنده و بی موقع آن‌ها را مطرح کرده که کوچکترین تاثیر‌گذاری‌ای روی بیننده نداشته باشد. تیپ‌سازی‌هایی که در فیلم انجام شده واقعا آزار دهنده هستند، اینکه شخصیت زن که بزرگتر از همسر خود است زبان فرانسه را می‌داند و ترجمه انجام می‌داده، چه کارکردی در فیلم دارد؟ تنها برای بیان چند دیالوگ فرانسوی؟ شخصیت زن می‌توانست هر شغل دیگری داشته باشد و تا این اندازه نیز گل‌درشت نباشد، تفاوت فرهنگ دو شخصیت از راه‌های بسیار دیگری می‌توانست بیان شود، یا منحرف کردن ذهن بیننده به سمت کودک‌ آزاری (که در واقع چنین چیزی نبوده است) از طریق شخصیتی که موهای رنگی دارد و لباس‌های عجیب می‌پوشد و یا پسری که در بیابان ماشین بازی می‌کند و به شکلی خاص حرف می‌زند، ساده‌ترین و در عین حال بدترین راه ممکن برای ایجاد تعلیق در فیلم است. اساسا چنین تیپ‌سازی‌هایی سال‌هاست که کارکرد خود را از دست داده‌اند و با نگاهی دقیق‌تر به فیلم می‌توان دریافت که به هیچ ‌وجه نیازی به این نوع از تیپ‌سازی‌ها نبوده است.

اتاق تاریک موضوع مهمی دارد اما آنقدر که باید تاثیر‌گذار نیست!

دور شدن فیلم از مسیر اصلی موضوعی که قصد داشته به آن بپردازد، میزان تاثیر‌گذاری اثر را کم می‌کند، در میان استرس و نگرانی‌های پدر و مادر در مورد کودک آزاری، نه جستجوی درستی برای یافتن شخصی خاص انجام می‌شود و نه آن‌قدر میزان نگرانی زیاد است که پدر و مادر را به واکنشی عمیق وا دارد، در حالی که در مواجه شدن با چنین موضوعی قطعا با عکس‌العملی شدید از جانب پدر و مادر همراه است، اتفاقی که به هیچ‌عنوان مشخص نمی‌شود به چه دلیلی همواره به تعویق می‌افتد و در نهایت در سکانسی بد که با بازی‌های بد بازیگران و طرح‌ریزی بدتر فیلمساز همراه شده گره از راز فیلم گشوده می‌شود، سکانس میز شام که مملو از لحظات بد اجرای بازیگران و همینطور دیالوگ‌های گل‌درشت برای نمایان ساختن ویژگی‌های شخصیت‌هاست، بر تمام علت‌های قبلی افزوده می‌شود تا اتاق تاریک در عین حالی که موضوع مهمی دارد و در زمان‌هایی نیز نشان از حضور یک کارگردان خوب در پشت صحنه دارد، نتواند آن‌طور که باید تاثیر‌گذار باشد و حرف درستی بزند.

دغدغه‌های فیلمساز کار دستش داده است!

در واقع همانطور که گفته شد تعدد دغدغه‌های فیلمساز و حضور پررنگ همه آن‌ها در فیلم اجازه نداده تا اثر بتواند حرف مشخصی بزند و همواره در حال پرش از یک موضوع به موضوع دیگر است، این در حالی است که در ظاهر اثر درباره یک موضوع سخن می‌گوید اما با گذر زمان به وضوح می‌توان تعدد موضوعات و عدم پردازش صحیح به هرکدام از آن‌ها را مشاهده کرد.

منبع: نقد فارسی

اشتراک‌گذاری: